السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 47
شرح دعاى سحر ( فارسى )
ضياء است ، پس مى گويد : « َو كُلُّ بَهائِكَ بَهِىٌّ » « همهء زيبايى تو زيباست » « َو كُلُّ شَرَفِكَ شَريفٌ » « همهء شرف تو شريف است » ، و هيچ اشرفيتى در ميانه نبوده و همگى ، امواج درياى وجود تو و اشراقات نور ذات تو بود و همه با هم متحد بودهاند و همگى با ذات اند . پس اثبات تفضيل در صحو اول است و نفى آن در صحو بعد المحو است كه همهء كثرات را به أو ارجاع مىدهد . در تدرج سالك تا مقام مشيت مطلقه اين كه گفتيم ، در صورتى است كه نظر به تجليات صفاتيه و اسمائيه باشد و اما اگر منظور ، تجليات خلقى و مظاهر حسنى فعلى حضرت حق باشد پس بالا رفتن تا مقام مشيت مطلقهاى كه همهء تعينات فعلى در آن مستهلك اند امكان پذير نيست مگر آنكه از مراتب تعينات يكى پس از ديگرى بالا رود . پس ، از عالم طبيعت به عالم مثال و ملكوت عروج نموده و مراتب آن عالم را به تدريج طى مىكند ، سپس از عالم ملكوت به عالم ارواح مقدسه بالا مى رود و مراتب آن عالم را طى مىكند و از عالم ارواح به عالم مشيت مطلقه مى رسد ، و چون به آنجا رسيد مشاهده مىكند كه همهء وجودات خاصه و تعينات فعليه ، در عين مشيّت مستهلك و فانى است و اين است مقام تدلّى كه در آيهء شريفهء : دَنى فَتَدَلّى 53 : 8 بدان اشاره شده است . پس كسى كه به اين مقام رسيد و حقيقت ذاتش تدلّى شد ديگر حيثيتى براي أو بجز نفس تدلّى باقى نمى ماند و ذاتي نماند تا تدلّى بر أو عارض شود و اين است آن مقام فقر مطلق كه مشيت مطلقه است و اين است همان مشيت مطلقه كه از آن به فيض مقدس و رحمت